زیرپوست شهر

 

 

نمی دانم چرا وقتی این روزها همدردی هایی راازسوی برخی دلسوزان داخلی نسبت به اوضاع دردناک غزه می بینم یک دفعه صدای فریاد های «نه غزه نه لبنان جانم فدای ایرانِ» همین حضرات در سال88 در گوشم می پیچد. آخر غزه که همان غزه است. اسرائیل هم که همان قدر وحشی است. دنیا هم که همان. ایران هم که همان. پس چه شد که یک دفعه تنفر از غزه تبدیل می شود به اشک برای غزه؟
اگر کریس رونالدو از غزه حمایت می کند، اگر کفش طلایش را تقدیم غزه می کند، کاری را می کند که همیشه انجامش می داده. فرقی هم نمی کند که 2009 میلادی باشد یا 2014 یا حتی 2018. کریس رونالدو و امثال کریس رونالدو کاری را می کنند که یک آدم شریف و آزاده می کند، فارغ از هر دین و آیینی.
این دقیقاً وجه افتراق کریس رونالدو است با برخی حضرات محبوب و بیش از حد مردمی خودمان. آدم های محبوبی که سال 2009 داد می زدند: نه غزه نه لبنان، سال 2010 ترجیح دادند سکوت کنند و به موضوعات فانِ دیگر بپردازند، و حالا که احساسات مردم را نسبت به فجایع غزه حساس می بینند یک دفعه احساس تکلیف می کنند و برای مظلومیت غزه گریه می کنند!
همین، دقیقاً وجه افتراق این حضرات با هنرمندان آزاده این مملکت هم هست. کسانی که فارغ از اختلاف نظر های سیاسی، درباره امور جاریه مملکت اظهار نظر می کنند. فرقی نمی کند در انتخابات 92 به قالیباف رأی داده اند یا به جلیلی. طرفدار ولایتی بوده اند یا روحانی. مهم این است که در چارچوب دین و نظام ممکلت تعریف شده اند. و مهم آن است که حرف دل خودشان را می زنند. نه موج سواری می کنند نه ژست آدم های خوب و مردمی را در می آورند. خودشان هستند. خودِ خودشان. و همین زلال بودن است که باعث می شود آدمیزاد از خواندن نظرهای اجتماعی و سیاسی شان دلزده نشود و صداقت را از خط به خط سوگواره های این روزهای غزه شان لمس کند. بر عکس حضرات موج سواری که حال آدم از تمام این خیمه شب بازی های مزورانه شان می گیرد.
رک باشیم. خداییش برای این ها نه غزه اهمیت دارد و نه حتی «نه غزه». این ها فقط دنبال دریوزگی نگاه مردم اند. راه دیده شدن را هم خوب بلدند. موج سواری را هم از آن بهتر. پس حالا که غزه مُد شده از اشک غزه می گویند و دیروز که فحش دادن به غزه مُد بود به غزه فحش می دادند. هیچ معلوم هم نیست که فردا روز چه موضعی دارند. کاملاً بستگی به اوضاع احساسات مردم دارد و صد البته بادهای موسمی!

 از:مرادخوانی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام تیر 1393ساعت 12:14  توسط وحید  | 

طی روزهای اخیر نشریات زنجیره‌ای در اقدامی هماهنگ، به ترویج خاتمی و تطهیر وی از خیانت‌های روزگار فتنه روی آورده‌اند و برای «حق بیان» وی ابراز نگرانی می‌کنند! حال آن که خاتمی با وجود اعتراف به دروغ‌بودن ادعای تقلب در چند محفل خصوصی، بیان و زبانش بند آمده و آن قدر جرأت و حریت ندارد که همین واقعیت را به مردم بگوید. چرا که در آن صورت وسعت خیانت‌‌ وی و دیگر دست‌اندرکاران فتنه 88 در ایجاد التهاب عمومی، فریب مردم، تحریک به آشوب، بازکردن مسیر احیای خیابانی گروهک‌ها و تمهید اجرای سناریوی سرویس‌های بیگانه ذیل عنوان «تقلب، اسم رمز آشوب» علنی خواهد شد و در آن صورت امثال خاتمی باید به عنوان خائنانی که از نظام مقدس جمهوری اسلامی هتک حرمت کردند و به عنوان جنایتکارانی که باعث کشته‌شدن ده‌ها نفر شدند و خون آنها بر گردن سران فتنه سنگینی می‌کند، مجازات شوند و حداقل مجازات بغی و فساد فی‌الارض و محاربه، اعدام است.
البته توقع دور از واقعی است که تصور کنیم نشریات زنجیره‌ای اجاره دشمن، به جای تصاویر گل و بلبل، یک بار با شجاعت از خاتمی بپرسند و تیتر بزنند که آیا چندین جا در محافل داخلی اصلاح‌طلبان اعتراف کرده ادعای تقلب در انتخابات 88- آن هم با حجم 11 میلیون رأی - دروغ بوده یا نه؟ قطعا نه خاتمی به عنوان کسی که تا به امروز در پازل نقشه دشمن پاگذاشته، آنقدر مروت دارد که از سر صداقت و با صدای بلند با مردم حرف بزند و نه نشریات اجاره‌ای اجازه دارند چنین بیانی را تیتر کنند.
دراینجابه مناسبت مروری دارم به مقاله ای ازدکترمحمدسلیمانی درموردخساراتی که فتنه گران درسال 88به منافع نظام واردکردند.این درحالی است که هنوزبرخی ازبانیان این فتنه امثال جناب آقای خاتمی حاضر به توبه یا عذرخواهی ازملت نیستند:

خسارات و لطمات فتنه گران برکشور و نظام جمهوري اسلامي آنقدر گسترده، ملموس، روشن و واضح است که به هيچ وجه کسي نمي تواند آنها را نفي کند يا ناديده بگيرد. علي رغم اين وضوح اخير شاهديم جريان خاصي تلاش جدي مي کند تا با شگردهاي عمروعاصي نسبت به فتنه گران و خصوصاً سران فتنه نرمش ايجاد کند. اين جريان که در بدنه دولت يازدهم نفوذي قابل توجه کرده است، با پر رويي تمام در نظر دارد از دريچه دهان عده اي اين نرمش را گاه و بيگاه به جامعه قالب کند.
به نظرم رسيد جا دارد مروري بر جرمهاي واضح و غير قابل انکار سران فتنه گران انجام شود تا نفوذي مجال غبار آلود کردن فضا را پيدا نکنند. لذا اجازه مي خواهم با هم اين مرور بسيار مختصر را داشته باشيم:

الف – جرم‌هاي سران فتنه كه موجب نقض قانون شده


1- تشکيل کميته صيانت از آرا. اين عمل صرفاً در انتخابات 1388 توسط سران فتنه انجام شد و قبلاً سابقه نداشت. مبناي تشکيل آن و دستورالعمل هاي تهيه و تنظيم شده توسط اين کميته، تماماً حاکي از توطئه بود. خصوصاً که هيچ مجوزي از هيچ مرجعي نداشت. فعاليت هاي ثبت شده توسط اين کميته نشان مي دهد که غرض از تشکيل آن بر هم زدن بازي و جلوگيري از ادامه مسير اصلي انتخابات بوده است.
2- ايجاد و راه اندازي شبکه هاي اينترنتي و روي آوردن به شبکه هاي اجتماعي در جهت منسجم کردن مخالفين نظام، جرمي است که به صورت گسترده اتفاق افتاد. اسناد و مدارک نشان مي دهد که سران فتنه طراحي هاي خاص و مديريت شده براي اين امر داشتند.
3- ادعاي تقلب بدون ارائه اسناد و مدارک، از بزرگترين و عظيم ترين جرائم سران فتنه است. طراحي تقلب طرحي بود با طراحي خارجيان و دشمنان نظام که توسط سران فتنه اجرا و مديريت شد. امروز همه شواهد و بيانات حتي دشمنان نظام اسلامي ايران حاکي از سلامت انتخابات ايران نسبت به همه کشورهاي ديگر است. اين ادعاي دروغ موجب گرفتار شدن سران فتنه در ناتواني براي ادامه مسير خودشان شد. عدم طي مسير اعتراض قانوني توسط سران فتنه، موجب شد تا ريزش طرفداران آنها به صورت بهمني صورت گيرد و در نتيجه جرم سران فتنه چندين برابر گردد.
4- تخلف از مسير قانوني با استنكاف سران فتنه از حضور در جمع 12 نفر عضو شوراي نگهبان، جرمي است که سران فتنه مرتکب شدند و عملاً با قانون ضديت كردند. خصوصاً که کانديداي ديگر رياست جمهوري (يعني آقاي محسن رضائي) با حضور خود در شورا توانست به خواسته هاي منطقي خود دست يابد. در نتيجه اين استنکاف سران فتنه موجب جرمي قطعي برايشان شد.


5- عمده بيانيه هاي سران فتنه، اسنادي روشن دال بر مجرميت آنهاست. چون اين بيانيه ها که توسط رسانه هاي مخالف نظام قرائت مي شد، داراي مفاد کاملاً مجرمانه است و طبق قانون مصوب مجازات اسلامي موجب اشد مجازات مي گردد.
6- تعدادي از صندوق هاي رأي باز شماري شدند و نمايندگان سران فتنه که روز رأي گيري سر صندوق حضور داشتند نيز اعلام کردند که صندوق آنها هيچ مشکلي نداشته است. اين نتيجه، جرم سران فتنه را تشديد و بيشتر تثبيت کرد. شواهد در آرشيو صدا و سيما وجود دارد و قابل دسترسي است.
7- عملاً فتنه گران با رسانه هاي خارجي دشمن جمهوري اسلامي ايران هم صدا و هم آواز شدند و همکاري مشترک دوجانبه انجام دادند. اين همکاري موجب تشديد و ادامه آشوب ها گرديد که جرمي اساسي تلقي مي گردد و قانون سران فتنه را مجرم مي داند.
8- زير سؤال بردن حيثيت انتخابات در جمهوري اسلامي چون اتفاق افتاد، لذا جزو جرمهاي نابخشودني سران فتنه تلقي مي گردد.
9- سران فتنه عملاً و رسماً وارد فاز ساختار شکني نظام شدند و براي براندازي نظام يا تغيير آن اقدام کردند. حتي اين جرم را آنقدر فراگير انجام دادند که به سطح ارسال پيامک هم رساندند تا آشوب و درگيري مسلحانه را رقم زدند.
10- اقدام عليه امنيت ملي يکي ديگر از جرمهاي اساسي و بزرگ و نابخشودني سران فتنه است. سران فتنه در مدت قابل توجهي که بيش از 7 ماه طول کشيد، به صورت عملي اقدام عليه امنيت ملي انجام دادند و اگر حصر نشده بودند با شدت بيشتري عمل مي کردند.
11- سران فتنه مرتکب جرم اردوکشي به خيابان ها شدند و خودشان با حضور در خيابان در اين اردوکشي مشارکت مستقيم و فرماندهي بلاواسطه داشتند.
12- خيانت به کشور جزو جرمهاي اصلي سران فتنه است. اسناد و مدارک و اعمال آنها جائي براي انکار نگذاشتنه است.


ب) جرم‌هاي مالي سران فتنه


1. افراد حقيقي و حقوقي زيادي هستند که در جريان فتنه به اموالشان آسيب و خسارات رسيده است و شاکي و آمار قابل توجهي را به خود اختصاص داده اند.
2. سران فتنه با مديريت و مشارکت در آشوب ها و شورش هاي خياباني، هرج و مرج ايجاد كردند و آتش زدند و تخريب کردند و خسارت اقتصادي کلان وارد کردند. هر کدام مدعي خصوصي و عمومي دارد که امکان جبران آن توسط سران فتنه وجود ندارد.
3. ايجاد بي ثباتي و ناامني در کشور که توسط سران فتنه شکل گرفت و ماهها ادامه يافت موجب کاهش سرمايه گذاري خارجي در کشور، اخلال در تعاملات اقتصادي با دنياي خارج و ازهمه مهمتر تشديد تحريم ها توسط دشمن عليه نظام شد. احصا و محاسبه اين خسارات مالي خود نيازمند کار کارشناسي است.
4. طبق گزارش مکتوب شهرداري تهران، در فتنه سال 1388 بالغ بر 63 ميليارد تومان خسارت مالي به اموال اين شهرداري وارد گرديد.
5. دهها بانک و مؤسسه اعتباري در سال 1388 به آتش کشيده شد و يا مورد تخريب قرار گرفت که همه با مشارکت و مديريت سران فتنه رخ داد. هزينه هاي اين تخريب ها و هزينه هاي نوسازي آنها به حساب سود و زيان بانک ها رفته است و معادل آن از سود سهام سهامداران کاسته شده است، که بايد محاسبه و در دادخواست جرائم سران فتنه منظور گردد. کارشناسان اين خسارات را در شهر تهران به پنجاه ميليارد تومان بر آورد کرده اند.
6. گراني و تورم و فشار اقتصادي به مردم و دولت بدليل اخلال در ارائه خدمات مختلف و خدشه بر ميزان تأمين معيشت مردم، جرائمي واضح و قابل محاسبه است .
7. کارشناسان خسارت وارده در تراز تجاري، بازرگاني و نفتي ايران را بدليل اخلال در اين امور و همچنين عدم وصول مطالبات را بالغ بر يکصد ميليارد دلار برآورد کرده اند. فقط شرکت انگليسي شل از پرداخت بالغ بر 8 ميليارد دلار بدهي خود بدليل اختلالات سال 88 سرباز زده است که جرمش به گردن فتنه گران است.
8. بالغ بر 30 ميليارد تومان ديه بدل از قصاص شهدا و ساير شهروندان مردمي در فتنه شده است. اين دقيقاً جرم مالي اصحاب فتنه بر اساس و متکي به قوانين و بر اساس قواعد حقوقي متوجه سران فتنه است که در اين امر مباشرت داشته اند.
9. چنانکه ملاحظه مي فرماييد موارد فوق صرفاً بخشي از هزينه هاي مشهود و قابل محاسبه است که سران فتنه به کشور و مردم تحميل کردند و الّا قاعدتاً بايد کارشناسان همه هزينه هاي مشهود و غيرمشهود را دقيقاً محاسبه کنند تا از سران فتنه مطالبه گردد.
10. كارشناسان خسارات مادي وارده به کشور در جريان فتنه 1388، را به ميزان 324 هزارميليارد تومان به قيمت سال 1388 بر آورده كرده اند.
ج) خسارات بين‌المللي
در انتخابات سال 1388 مشارکت حدود 85 درصد به وقوع پيوست و نشان داد پشتوانه مردمي نظام خيلي بيش از آن چيزي است که تحليل گران خارجي ارائه مي دادند. اما:
1- سران فتنه بر اين دستاورد ملي و گرانبها خدشه و لطمه و خراش وارد کردند.
2- ايجاد نگراني در بين حاميان و طرفداران و وفاداران انقلاب اسلامي در جهان، جرمي سنگين متوجه سران فتنه مي کند.
3- در جريان فتنه و بعد از آن، تحرکات ضد ايراني در کشورهاي منطقه بيشتر مي شود و نشست هاي ضد ايراني افزايش مي يابد.
4- سران فتنه با کمک و از طريق عناصر سوخته اي نظير شيرين عبادي و اصحابش فرصت تشديد بدبيني هاي سازمانهاي بين المللي را فراهم کردند و به بهانه گيري آنها کمک جدي و بر خط انجام دادند.
5- سران فتنه با بيانيه ها و سخنراني ها و نشست هاي متعدد موجب آسيب ديدن حيثيت و اعتبار بين المللي نظام شدند.
6- گرچه همکاري با ضد انقلاب در جريان فتنه موجب بي آبروئي آنها شد، ولي موجب جري شدن ضد انقلاب هم گرديد.
7- تغيير رفتار آمريکا و غرب در مقابل ايران جزء دستاوردهاي فتنه گران تلقي شده است که خود جرمي عظيم و عميق است.
8- جرم خودداري بعضي کشورها به ارسال پيام تبريک به رئيس جمهور منتخب، علي رغم مشارکت 85% مردم در انتخابات، بر گردن کساني جز سران فتنه نيست. اعمال خدشه جدي به حيثيت بين المللي جمهوري اسلامي ايران از جرائم اصلي و مسلم سران و اصحاب فتنه است.
9- سران فتنه باعث شدند تا سردمداران امريکا و اروپا عليه ملت ايران دست به خشونت بيشتري بزنند. اوباما گفت «ما ديپلماسي سرسختانه اي را در قبال ايران دنبال خواهيم کرد»
10- در صورت برگزاري دادگاه سران و رهبران فتنه، زواياي بيشتري از ارتباطات خارجي پنهان اصحاب فتنه علني و عيان خواهد شد.
11- مشارکت شبکه هاي اجتماعي بين المللي نظير فيس بوک و توايتر در فتنه برکسي پوشيده نيست. طوريکه مقامات امريکائي علناً از توقف محدود اين شبکه ها براي اورهال کردن، رسماً ممانعت کردند و به آن افتخار نمودند. عمده کساني که از طريق اين شبکه ها پا در گمراهي نهادند، مقصر اصلي را سران فتنه مي دانند و شاکي هستند.
12- تلاش براي سقوط اقتدار ملي در سطح بين المللي از جمله جرائم سنگين سران فتنه است.
13- پيوند فتنه با سرويس هاي امنيتي و جاسوسي اروپا و امريکا موضوعي است که بايد مدنظر قرار گيرد و ميزان اثر گذاري آن در ايجاد شورش و آشوب تعيين گردد. بديهي است جرم همه اين لطمات به عهده سران فتنه است.
14- اکنون که ارتباط بعضي از ستادهاي انتخاباتي با سفارتخانه هاي اروپائي بر ملا شده است، اين موضوع بايد در پرونده سران فتنه منظور و با جديت با عنوان مجرميت پي گيري شود.
15- مطمئناً بررسي نشست ها و داد و ستدهاي انجام گرفته شيوخ و پادشاهان با اصحاب فتنه حکايت مجرم بودن دارد.
16- ملاقات با پادشاه عربستان و صلاح و مشورت با سران رو سياه وهابيت در پرونده سران و اصحاب فتنه چشمک زني خاصي مي کند.
17- ملاقات با شيخ جنايتکار بحرين، که در خونريزي يد طولا دارد، با هدف جمع آوري پول در پرونده سران فتنه از جايگاه ويژه اي برخوردار است. بدون شک جرمي بزرگ و غير قابل بخشش است.


د) خسارات جاني:


واقعيت آن است که اصحاب فتنه و سران آن، آمرين و مباشرين و عاملين اصلي آشوب ها هستند. اينها بودند که با بيانيه و اعلاميه و سخنراني هاي جورواجور حضور در کف خيابان را فراخواني دادند، مديريت کردند و آشوب و اغتشاش درست کردند و در جريان آنها عده اي به شهادت رسيدند و عده اي بيگناه کشته شدند. خون همه اين ها گردن آمرين و مباشيرين و عاملين اصلي است. قصاص در مقابل اين کشته ها از مهم ترين جرائم مندرج در پرونده سياه و قطور سران فتنه است و يکي از عناصر اصلي مطالبات مردمي است.


ه) ساير جرائم:


جرائم سران و اصحاب فتنه آنقدر زياد است که فقط ذکر عناوين آنها کتابها مي شود. به بعضي ها در حد عنوان اشاره مي شود:
1- بر هم زدن امنيت محلي، ملي، منطقه اي.
2- صدور فرمان ارودکشي و تلاش براي راه اندازي جنگ خياباني.
3- ايجاد خدشه در روند آموزشي و پژوهشي دانشگاهها.
4- بردن کشور به لب پرتگاه.
5- خيانت به نظام، رهبري، انقلاب، مردم و امام و اسلام.
6- ميدان داري و عربده کشي در خيابان.
7- راه اندازي کاروانهاي غيرقانوني و بدون مجوز.
8- حمايت جانانه از اجتماعات غير قانوني.
9- تلاش براي تضعيف و براندازي نظام.
10- نقض متعدد و پي در پي حقوق شهروندان.
11- بر هم زدن نظم و آرامش جامعه.
12- تعرض به حقوق شهروندان.
13- تحريک غير قانوني گروهي.
14- توهين، افترا و نشر اکاذيب نسبت به مسئولين نظام در رده هاي مختلف.
15- تلاش غيرقانوني براي ابطال انتخابات.
16- ايستادن تمام قد در مقابل قانون و عدم تمکين به قانون.
17- القا و انتشار شبهه در سلامت انتخابات.
18- انجام نظر سازي هاي غير قانوني به نفع بعضي کانديداها.
19- ساختن شعارهاي دروغ براي ميتينگ هاي انتخاباتي.
20- ادعاي پيروزي به صورت مکرر و در خواست از هواداران براي برگزاري جشن قبل از اتمام يا اعلام نتايج.
21- تهيه و اجراي پروژه هاي شهيد سازي و کشته سازي.
22- متهم کردن نظام به انواع و اقسام اتهامات واهي.
23اگر ادامه دهيم مثنوي هفتاد من کاغذ شود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم تیر 1393ساعت 11:8  توسط وحید  | 

و بی گمان اگر داعش بیاید و در سامرا جولان دهد بعضی وزیرهای علوم در بعضی نقاط جهان بی خیال داعش و کربلا در کار مهره چینی خود هستند منظور من شاید وزیر علومی باشد در بورکینوفاسو

و بی گمان اگر داعش بیاید و در نجف جولان دهد بعضی وزیرهای خارجه بعضی نقاط جهان همچنان لبخند می زنند و از هفت روز هفته شان شش روز را با پنج بعلاوه یک سپری می کنند منظورم وزیر خارجه جایی ست مثل گینه بیسائو

و بی گمان اگر داعش بیاید و در کربلا جولان دهد بعضی پریزیدنت های بعضی کشورها دنبال صحبت تلفنی با خادم الحرمین شریفین اند تا بلند بگویند تقبل الله یا شیخ و از کنار ماجرای سامرا یک جور بگذرند منظورم رییس جمهور سابق چچنستان است

اصلا به شعر چه بگذار سیاست بر میز مذاکرات همچنان لبخند بزند تا از خنده روده بر بشود بگذار دیرالزور را به زور بگیرند ما تلافی اش را در دانشگاه های مان در می آوریم تا جبهه اصلاحات برنده شود فردا تا اصحاب فتنه برگردند و داعش ایرانی شکل بگیرد

نمی شود نشست و تماشا کرد داعش را و داعش های وطنی را که اوضاع جهان را مساعد می بینند هشت روزش را با پول های آزاد شده ما پپسی می خورند. نمی شود نشست و تماشا کرد که جای یاوری قدس حالا مسلمانان چچن و هشتاد جای دیگر سر محافظان حرم را می برند

در سوریه در سامرا نمی شود نشست و تماشا کرد که هر روز سرها بر نیزه می شود و شیخ آل سعود برای رفع ضعف قوه بائش هر روز سوسمارهای داعش را روانه بیابان می کند نمی شود نشست و تماشا کرد که دیپلماسی ما دهانش تا بناگوش باز است و معلوم نیست به کی لبخند می زند

اصلا گور پدر پنج بعلاوه شش می خواهم سر به تنش نباشد شش بعلاوه ی هفت تمام اینها دروغ است و حقیقت همین کربلاست همین حسین شهید است همین امام غائب ماست که دنبال رد پایش اصحاب دجال به سامرا رسیده اند

طالبان و داعش دروغ اند تمام شان از شکمبه شاه عربستان بیرون زده اند تمام شان از آروغ شاه نفت اند باید شلیک کرد با گلوله با شعر با فریاد با اعزام بچه های بسیجی و شام داعش را سیاه کرد باید داعش را تجزیه کرد و چهار حرفش را شکافت و بیرون ریخت

حرف نخست داعش ترکیب دزدی است و دنائت با دیپلماسی غربی و دومین حرفش محصول مشترک دوقلوهای به هم پیوسته امریکا و اسرائیل است و حرف بعدی آن عربستان است با شاه بی خردش که شوت است و شراب وسوسه های شیطان را نوشیده است

نمی شود نشست و تماشا کرد فردا دوباره جام جهانی است و فرصت دوباره شیطان هاست که حمله کنند با داعش هاشان با توپ های واقعی و داورهای دیپلمات شان که حمله کنند با فوروارد طالبان و با هافبک های سپاه ابرهه و مربیان اسرائیلی و پول شاه خرفت عربستان که بگذرند از دروازه کربلا و سامرا نمی شود نشست و تماشا کرد حالا این خط و این نشان نمی شود نشست و تماشا کرد تدبیر را و امید را که مدتی ست مانند دیوانه ها فقط می خندد و لام تا کام حرفی نمی زند.

از:علی رضاقزوه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393ساعت 10:43  توسط وحید  | 

ماجرای سیاحی که ازبیدگل دیدن نمود. 

 


به بیدگل سفرکردم مردمی دیدم بغایت محجوب  وآرام .هوش ذاتی بدارند ولی قدری بی سیاست وبی کلکند.آنگاه که از شهرشان خارج شوند، لهجه و محل تولدخودرا عوض بکنند. پشت هم رو بشدت خالی بکرده و وکمترازیکدیگرمساعدت نمایند.وقدری خودکم بین ومغرورند.

 دراین بلادبسیاری از مردم "جنازه" ی یکدیگر را بیشتر دوست بدارند. چون تا وقتی که یک نفر "زنده" است سراغی از او نمی گیرند و به او احترام نمی گذارند و به او محبت نمی کنند و به او سلام نمی کنند و جواب سلامش را نمی دهند و چپ چپ به او نگاه میکنند.

ولی به محض اینکه تبدیل به "جنازه" شد همه می آیند و او را به جایی شبیه حمام می برند و خوب میشویند و لباسی نو بر او می پوشانند و او را روی سر می برند و پشت سرش به صف می ایستند و نماز می خوانند و اگر ده مراسم تجلیل از او برپا شود در مراسمش شرکت بکنند.

و وقتی که در خاک است باز هم این احترام ها ادامه یابد و خوبی هایش را به بقیه یادآوری بکنند.ومن ازاین سلوک ایشان بسیاردرشگفت شدم.درهرحال اگربدانجای سفرکنید ایشان راجماعتی عجیب ولی دوست داشتنی  و شریف خواهید یافت.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393ساعت 14:23  توسط وحید  | 

چه کسی اول انقلاب وعده آب وبرق مجانی داد؟


سی سال است که دشمنان امام و انقلاب، با وارونه سازی یک خبر و تحریف ماجرا، مدعی هستند که امام خمینی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به مردم ایران قول داده است که آب و برق مجانی می‌شود. دروغگویان حتی مدعی هستند که امام بزرگوار ما، در بدو ورود به وطن یعنی در دوازدهم بهمن سال ۵۷ این وعده را به مردم داده است!

اما رجوع به اصل سخنان امام در بهشت زهرا نشان می‌دهد که اصلا و ابدا چنین وعده‌ای در سخنرانی امام خمینی وجود ندارد و در حقیقت این مساله مربوط است به سخنرانی ایشان در ۱۲ اسفند سال ۵۷ و در مدرسه فیضیه. 


البته برای دشمنان امام فرقی نمی‌کند که این سخنرانی مربوط به ۱۲ بهمن باشد یا ۱۲ اسفند. آنها با استناد به این سخنرانی و عدم تحقق چنین وعده‌ای، می‌خواهند اینگونه وانمود بکنند که امام خمینی و یا انقلاب، مردم را فریب داده‌اند و یا با چنین وعده‌هایی انقلاب را پیش برده‌ا‌ند و یا اینکه این قبیل وعده‌ها فاقد پشتوانه علمی و کارشناسی و به دور از واقعیت بوده است! متاسفانه در نوشته‌های ضدانقلاب انواع و اقسام توهین و اهانت و فحاشی را علیه امام می‌بینیم.

در مقابل، دوستان امام و انقلاب و حتی برخی مسئولان رسمی کشور هم گاهی ضمن تایید این مساله، به زعم خود سعی کرده‌اند با توجیهات مختلف از امام و انقلاب دفاع کنند! گویا اینها هم باور کرده‌اند که امام چنین وعده‌ای را به مردم داده است! مثلا آقای علیرضا محجوب نماینده مجلس گفته است:«حضرت امام خمینی (ره) پس از پیروزی انقلاب اسلامی اعلام کردند آب و برق برای مردم رایگان است، اما پس از آن کارشناسان اعلام کردند که اجرای این موضوع تنها برای افراد کف جامعه امکانپذیر است.»

این اظهارات موافق و مخالف در حالی صورت می‌گیرد که مراجعه به اسناد انقلاب و آرشیو مطبوعات آن روز، نشان می‌دهد که شخص دیگری غیر از امام برای اولین بار این وعده را به مردم داده است! در حقیقت مطلب امروز من هم افشای این دروغ سی ساله و بیان یک واقعیت پنهان است.

ابتدا به عبارت امام توجه کنید: «علاوه بر اینکه زندگی مادی شما را میخواهیم مرفه بشود، زندگی معنوی شما را میخواهیم مرفه کنیم. شما به معنویات احتیاج دارید، معنویات ما را اینها بردند. دلخوش نباشید که تنها مسکن میسازیم ، آب و برق را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم اتوبوس را برای طبقه مستمند مجانی میکنیم دلخوش به این مقدار نباشید معنویات شما را، روحیات شما را عظمت میدهیم. شما را به مقام انسانیت می‌رسانیم. اینها شما را منحط کردند؛ این قدر دنیا را پیش شما جلوه دادند ‌که خیال کردید همه چیز ‌این ‌است.»

همان طوری که اشاره شد این سخنرانی مربوط است به روز شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۵۷. از این عبارات مشخص می‌شود که حتما شخصی غیر از امام این دلخوشی مادی را برای مردم به وجود آورده است! با مرور اخبار روزهای قبل از سخنرانی امام، این شخص نامعلوم و این حقیقت پنهان مشخص می‌شود.

کیهان ۸ اسفند ۱۳۵۷ / سخنگوی دولت : «برای کم در آمدها؛ آب و برق مجانی می‌شود!» سخنگوی دولت کسی نیست جز آقای عباس امیرانتظام! به عبارت دیگر لایحه‌ی آب و برق مجانی را اولین بار دولت موقت مهندس بازرگان تصویب کرد و وعده‌ی آنرا هم به مردم داد و امام خمینی چند روز بعد، این وعده‌ی دولت موقت را تصحیح و تکمیل کردند!

در حقیقت امام به خاطر این که مبادا این قبیل وعده‌های دولتی، انقلاب اسلامی را به انقلابی صرفا مادی و با اهدافی مادی تبدیل کند، مصوبه دولت موقت را اینچنین تصحیح می‌کند که دلخوش به این نباشید که آب و برق مجانی می‌شود! امام بزرگوار ما توضیح می‌دهد که انقلاب اسلامی علاوه بر اینکه وظیفه دارد به فکر رفاه مادی مردم باشد، دنبال رفاه و سعادت معنوی آدمها هم هست. چرا که انقلاب اسلامی بیشتر از آنکه مادی باشد، انقلابی معنوی برای گستتن بندهای اسارت و بردگی ناشی از استبداد و استعمار و استحمار بود.

پس در سخنان امام خمینی وعده‌ای وجود ندارد. ایشان با توجه به احتمال تغییر ذائقه مردم و تحریف معنا و مفهوم و آرمان انقلاب، هدف اصلی انقلاب را برای مردم و شاید هم برای دولت موقت تبیین ‌کردند.

فراموش نکنیم که دولت مهندس بازرگان و اعضای کابینه و شخص آن مرحوم، خودشان را آدم‌هایی متخصص و روشنفکر می‌دانستند که توانایی حل مشکلات مردم را دارند. آنها گاهی به صراحت و گاهی هم با ایما و اشاره، روحانیون و رهبران انقلاب را به سنتی بودن و بی‌سواد بودن متهم می‌کردند!


به هرحال خوب یا بد، جدای از اینکه موافق این وعده باشیم یا مخالف آن و اصلا هر تفسیری که برای وعده آب و برق مجانی داشته باشیم، این دولت بازرگان بود که اولین بار این لایحه را تصویب کرد و خبر این وعده‌ی تاریخی را هم شخص آقای امیرانتظام یعنی سخنگوی دولت موقت و معاون نخست وزیر وقت در اختیار مطبوعات قرار داد!

پس اگر به زعم ضدانقلاب، وعده‌ی دروغی داده شده و یا وعده‌ای غیرکارشناسی به مردم داده شده، چرا کسی از بازرگان و دولت موقت اسم نمی‌برد؟! عدم اشاره ضدانقلاب و حتی دوستان انقلاب در سی سال گذشته به این حقیقت مهم و پنهان، جالب و عجیب است. اگر عبارت «آب و برق مجانی» را در اینترنت جستجو کنید، صدها و شاید هزاران سایت و وبلاگ و کلیپ و فیلم اهانت آمیز علیه امام خمینی پیدا می‌کنید که همه آنها بدون کمترین اشاره‌ای به این مصوبه دولت بازرگان، فقط و فقط به امام خمینی اهانت می‌کنند! اما کسی نمی‌گوید که سخنان امام، در حقیقت اشاره به وعده دولت بازرگان بوده است!

امروز که به مدد آرشیو کیهان، مشخص شده است اولین بار این وعده را دولت موقت به نخست وزیری مهندس بازرگان به مردم داده و خبر آن را هم شخص عباس امیرانتظام در اختیار مطبوعات قرار داده، آیا دروغگویان و هتاکان، به این حقیقت اعتراف می‌کنند؟ البته احتمالا، حالا که همه چیز ثابت شده، باز هم باید منتظر سوالات و شبهات جدید باشیم! ماجرای گاو بنی اسرائیل را که یادتان هست؟!

پی نوشت و اصلاحیه

بعضی دوستان معتقدند که تصویب آب و برق مجانی در دولت، تحت تاثیر سفارشات امام خمینی به دولت موقت بوده است. دلیل این دوستان پیام ۱۴ ماده‌ای امام در تاریخ ۹ اسفند و نطق تلویزیونی مرحوم بازرگان در تاریخ ۲۳ اسفند ۵۷ است. مهندس بازرگان در این مصاحبه تلویزیونی که متن آن در کیهان ۲۴ اسفندماه نیز به چاپ رسیده، ادعاهایی را درباره امام مطرح کرده است. مثلا وی ادعا کرده است که امام بدون مشورت با دولت و یا با صدور اعلامیه، خواسته است که آب و برق مجانی شود!

در حالی که اگر صحیفه امام را مرور کنیم، قبل از تاریخ مصوبه هیات دولت، هیچ سخنرانی و اطلاعیه‌ای از طرف امام سراغ نداریم که به موضوع آب و برق مجانی اشاره شده باشد. تنها موردی که وجود دارد همان پیام ۱۴ ماده‌ای مورخ ۹ اسفندماه است که بعد از تصویب آب و برق مجانی در دولت، صادر شده است. البته امام در این نامه از قید «فعلا» و «برای طبقات کم بضاعت» استفاده کرده است .

پس این احتمال وجود دارد که پیش از این، رهبران انقلاب یا شورای انقلاب و یا امام به طور خصوصی و نه از طریق فشار رسانه‌ای و یا صدور اعلامیه، به دولت پیشنهاد چنین کاری را داده باشند. اما چرا مرحوم بازرگان در مصاحبه ۲۳ اسفند ادعا کرده است امام از طریق اعلامیه و بدون مشورت با او دستور داده؟!

نگاهی به آرشیو سخنان امام نشان می‌دهد که علت اصلی ناراحتی مهندس بازرگان چیز دیگری بوده است. چون قبل و بعد از تصویب لایحه دولت، نشانه‌ای از نارضایتی دولت از این پیشنهاد دیده نمی‌شود و موردی هم سراغ نداریم که امام در اعلامیه و یا سخنرانی عمومی، دولت را برای این مساله خاص تحت فشار قرار داده باشد. اتفاقا برعکس، امام بعد از تشکیل دولت موقت، بارها مردم را به همکاری با دولت در جهت رفع محرومیت‌ها تشویق و به صراحت تاکید می‌کرد که رفع این محرومیت‌ها به زمان زیادی نیاز دارد.

نکته اینجاست که امام در روزهای قبل از مصاحبه بازرگان (دهم و پانزدهم اسفند) انتقادات تندی را به سیاست گام به گام دولت در رفع مفاسد دستگاه‌های دولتی و وزارتخانه‌ها و باقی ماندن برخی مظاهر رژیم گذشته مطرح کرده بود که این مساله موجب ناراحتی و گلایه مهندس بازرگان می‌شود. اما وی سعی کرد بدون ارائه پاسخی قانع کننده به انتقادات اصلی و اساسی امام و با اشاره به مسائلی چون آب و برق مجانی که مصوبه دولت خودش نیز بود، انتقادهای امام را احساسی و غیرتخصصی معرفی کند!

به هرحال آب و برق مجانی، چه با سفارش امام بوده و چه نبوده، مصوبه دولت موقت در تاریخ ۸ اسفند ۵۷ بوده است آنهم با قید فعلا و برای اقشار کم درآمد، نه برای همیشه و همه مردم. نکته مهمتر اینکه علی‌رغم چاپ اصل سخنان دوازدهم بهمن امام در مطبوعات آن روز، هنوز هم عده‌ای اصرار دارند که امام در بدو ورود به ایران، وعده‌ی آب و برق مجانی را داده است!

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اردیبهشت 1393ساعت 12:18  توسط وحید  | 

اعتدال خیلی چیز خوبی است. ما باید در زندگی خود اعتدال داشته باشیم. آدم های اعتدال دار خوب هستند. شاعر درباره اعتدال می فرماید: «از اعتدال خارها گل می شود». پدرم می گوید ما مردان اگر بتوانیم در زندگی زناشویی اعتدال را رعایت کنیم، مجوز خواهیم داشت که به جای یکی، چهارتا همسر دائمی بگیریم و حالش را ببریم. او می گوید کارخانه های خودروسازی ما هم خیلی به اعتدال فکر می کنند چون در تولید ماشین های خود از نایلون زباله به جای ایربگ و از حلب روغن نباتی به جای آهن استفاده می کنند تا تعداد میّت شدگان تصادف ها زیاد شود و اعتدال میان تعداد موالید و فوتی ها رعایت شود.

پدرم اعتقاد دارد که بازاریان و کسبه ما هم خیلی اعتدال دوست هستند. آن ها تا می فهمند که قرار است قیمت کالایی زیاد شود، سریع یک عالمه از آن چیز را می خرند و در انبارهای بزرگشان جمع می کنند تا میان مردم، اعتدال در نداشتن آن جنس و کالا حفظ شود. او می گوید بعضی از نمایندگان مجلس بیشتر از بقیه مردم اعتدال دار هستند. آن ها آنقدر اعتدال دارند که در تمام رای گیری های صحن مجلس، اگر در مرخصی یا خواب ناز نباشند، همیشه رای معتدل یا همان ممتنع می دهند تا خودشان را مدیون خلق خدا نکنند.

پدرم می گوید دولت قبلی ما هم خیلی اعتدال داشت چون در یک خط حرکت می کرد و فقط کاری را که خودش دلش می خواست انجام می داد و به حرف هیچکسی هم گوش نمی کرد. تازه هرکسی که اعتدالش با اعتدال او یکسان نبود را با داس درو می کرد تا اعتدال یکسانی در جامعه برقرار باشد. پدرم در مورد دولت جدیدمان چیزی نگفت و سکوت کرد ولی من خودم شنیدم که دولت جدیدمان اسمش دولت اعتدال است و آمده تا آب و هوای سیاسی اقتصادی کشور را معتدل کند. تازه خودم دیدم که دولت جدید با خودش کلید دارد و برای اولین بار می خواهد به جای لگد، سنجاق سر، تبر و تی ان تی، از کلید برای باز کردن قفل های بسته کشورمان استفاده کند.

ما از این انشا نتیجه می گیریم که اعتدال خوب است و همه مردم و مسئولین ما اعتدال را دوست دارند و اعتدال انواع مختلفی دارد و هرکسی تلاش می کند یکجوری اعتدال را رعایت کند و ما باید منتظر باشیم تا ببینیم نتیجه اعتدال با طعم تدبیر و امید و کلید چه خواهد شد. این بود انشای من...

از:دانشجوی بیدگلی

+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اردیبهشت 1393ساعت 13:5  توسط وحید  | 




جنگ با دشمن غدّار جگر مي خواهد
مرد مي خواهد و تدبير دگر مي خواهد
 
با کليد آمده اي در وسط معرکه اي
که کمي غيرت و شمشير و سپر مي خواهد
 
با شياطين سر يک ميز نشستيد ولي ...
حفظ دين کار شما نيست که نر مي خواهد
 
خنده کرديد به شيطان و به او دل بستيد
غافل از اينکه تو را زير و زبر مي خواهد
 
حرف جنگ آمده اين طور هراسان شده ايد؟
حفظ عزت مگر اما و اگر مي خواهد؟
 
به هوس کار نيايد به سخنراني نيست
رفع بحران به خدا مرد خطر مي خواهد

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم اردیبهشت 1393ساعت 13:32  توسط وحید  | 


 
آدم های ساده را دوست دارم.
همان ها كه بدی هیچ كس را باور ندارند...
همان ها كه برای همه لبخند دارند
همان ها كه همیشه هستند،
برای همه هستند...
آدم های ساده را
باید مثل یك تابلوی نقاشی
ساعت ها تماشا كرد،
عمرشان كوتاه است
بس كه هر كسی از راه می رسد
یا ازشان سوء استفاده می كند یا
زمینشان می زند
یا درس ساده نبودن بهشان می دهد
آدم های ساده را دوست دارم...
بوی ناب

" آدم " می دهند...

اسمش (محمدعلی) هست.نگید اسفندیار

 قبض کمک برای تکمیل حسینیه قاسم هم داره.

خیلی خونگرم وباصفاست .




حمیداقا ،بی غل وغش وساده




حسن خان آرونی که همیشه دربیدگل دیده میشه.

ارادت خاصی به جلسات بیدگلی ها داره.
خوش مشرب وخوش گفتاره.



این عزیز راهم خیلی وقته ندیدمش.
میگن سرای سالمندانه.



به پاکی وصفای باطن شان غبطه میخورم.

خدا حفظشون کنه.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم فروردین 1393ساعت 8:36  توسط وحید  | 



هفت‌سین رفسنجانی:


سبد پسته، سبزه (برای سبزشدن زیر پا به علت معطلی و انتظار)، سوروسات (آزاد و غیردولتی)، سندلی (صندلی سابق)، سازندگی (یک نوع وسیله که در هشت‌سال گذشته در موزه نگهداری می‌شد)، سمبوسه (با گوشت غیروارداتی)، سالاد سزار.



هفت‌سین خاتمی:

سبد رای، سبزه (برای سبزکردن)، سماق، سمن (ان‌جی‌اوی فرنگی)، سیر و سرکه (برای دفع حشرات موذی)، سوروسات سفر (برای سفر به دماوند)، سکه (برای اهدا به خبرنگاران هنگام خواندن خطبه عقد).



هفت‌سین احمدی‌نژاد:

سبد خالی، سیب‌زمینی (به میزان وافر)، سلین دیون (که خاوری رفت بغلش، همسایه شد)، ساس (برای انجام عملیات آکروباتیک در جیب خالی کارگران)، سفندیار (برای خالی‌نبودن عریضه)، سند و عکس شخصی (برای نشان‌دادن در مناظرات)، سنبل‌طیب (نوعی جوشانده آرامبخش که توصیه می‌شود در سد کرج ریخته شود تا اعصاب مردم آرام شود.)



هفت‌سین روحانی:
سبد کالا، سرافرازی (برای عذرخواهی در تلویزیون از مردم)، سانسور (البته مبارزه باهاش)، سنسور (برای اعلام خطر و نرفتن پا روی مواضع حساس برخی افراد و برخی جاها)، سی‌وسه‌پل (برای احداث و پل‌زدن برای رابطه با آمریکا)، سین اضافه (دو عدد، چون معلوم نیست امسال چی بیاید).

هفت‌سین قالیبافی:

سبدسبد (باز گل عشق جوانه زد)، ساخت‌وپاخت (برای مبارزه با ریخت‌وپاش)، ساخت‌وساز (برای بستن راه‌درروهای هوای تهران)، سوخت‌وساز (برای بالابردن توانایی مردم برای استقرار مستحکم خود بر لب پنجره حین آتش‌سوزی)، سانحه (برای جلوگیری)، ستاد (برای کار عملیاتی)، سبزه (برای گره‌زدن و افتتاح‌کردن)

از:روزنامه شرق


+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم فروردین 1393ساعت 11:43  توسط وحید  | 


سلام بر  بهاران



با هم مهربان باشیم....   دیر یا زود سیاهی و سپیدی روزهایمان به پایان خواهد رسید.
با هم مهربان باشیم .... دیر یا زود ساعت قلبمان خواهد ایستاد.
با هم مهربان باشیم .... دیر یا زودقایق كاغذی حوض عمرمان غرق خواهد شد.

گلهای بهاری خزان خواهد شد و گوشی همراهمان برای همیشه خط نخواهد داد..... 

                                                                                                                     با هم مهربان باشیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1392ساعت 12:53  توسط وحید  | 

مطالب قدیمی‌تر
سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ
Susa Web Tools
Susa Web Tools